معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - متن درسى مقطع دبيرستان - سبحانى نيا محمد

متن درسى مقطع دبيرستان
سبحانى نيا محمد

يكى از موضوعاتى كه از دير باز مكتبهاى فلسفى، انسانشناسى، روانشناسى و سياسى به آن توجه كرده‌اند و امروزه به عنوان يكى از اصول مسلّم حقوق بشر از آن ياد مىشود، موضوع كرامت انسان است. به نظر بسيارى از پژوهشگران و از جمله استاد مطهرى، آنچه ريشه و زير بناى اخلاق اسلامى مىتوان از آن ياد كرد، همان كرامت و عزت نفس است، اما متأسفانه كمتر به آن توجه مىشود. در حالىكه كرامت، حافظ بسيارى از ارزشهاى انسانى است. به يقين مىتوان گفت: پرورش كرامت در افراد اجتماع، روابط انسانها را تنظيم و راه صحيح زندگى كردن را هموار مىسازد. بر اين اساس در اين شماره، اين موضوع مهم و حياتى را با رويكرد دينى بررسى مىكنيم. واژهشناسى كرامت در روانشناسى، آنچه به كرامت نزديك است مفهوم حرمت خود(self-Esteam) است، اما با دقت در اين دو مقوله، نمىتوان كرامت را با حرمت خود مقايسه كرد. «حرمت خود، يك صفت شخصيتى است در حالىكه كرامت يك تيپ است. در حقيقت، حرمت خود، يك ارزشيابى مثبت از خويشتن است در حالى كه كرامت، ضمن ارزشگذارى مثبت نسبت به خود، مجموعه صفات متعددى است مانند: راستگويى، امانت‌دارى، نيكوكارى، قدرشناسى و غيره كه در ادامه بحث با آنها آشنا خواهيم شد. در كنار حرمت خود، در روانشناسى، مفاهيمى چون: خودپنداره، كنترل خويشتن، هويت و شناخت ديگران نيز لازم است تا بخشى از شخصيت اجتماعى انسان شكل گيرد. اما كرامت به تنهايى، دربردارنده صفات مثبت اخلاقى است. واژه كرم، به تعبير علامه طباطبائى، معادل دقيق فارسى ندارد و براى بيان آن بايد از چند لفظ استفاده كرد. واژگان كريم، كرامت و كرم، به معناى ستوده، گرامى داشته شده، بزرگانه، آزاد و بخشنده آمده است. راغب در ذيل ماده كرم گفته است: «زمانى كه كرم را براى توصيف خداوند تبارك و تعالى به كار مىبريم، اسمى است براى احسان و انعامى كه از او صادر مىشود، ولى زمانى كه آن را براى توصيف انسان به كار مىبريم، اسمى است براى اخلاق و اعمال پسنديده‌اى كه از وى برمي‌آيد؛ چنانكه تا وقتى چنين اعمالى از انسان صادر نشود، به او كريم گفته نمىشود. بعضى از علما گفته‌اند: كرم مانند حريت است، با اين تفاوت كه حريت در مورد كوچك و بزرگ به كار برده مىشود در حالىكه كرم تنها براى بزرگان به كار مي‌رود. ابن منظور مىگويد: كرامت، اسمى است كه براى بخشش، بزرگوارى و بزرگمنشى، نهاده مىشود. در احاديث، كرامت به معناى پرداختن به اهداف متعالى و دورى از پستىها و اهداف دنى به كار رفته است. امام على (ع) مىفرمايد: «انما الكرم التنزه عن المعاصى؛ كرم، عبارت است از اجتناب از بدىها.» در جاى ديگر مىفرمايد: «الكرم نتيجة علوّ الهمّة؛ كرم، نتيجه بلند همتى است.» واژه كريم در اسلام مفهومى گسترده پيدا كرده است. در جاهليت، كريم كسى بود كه در تبارنامه خانوادگى، نياى نام‌دار و برجسته داشته باشد. در آن روزگار، ريخت و پاش و دست و دلبازى بىحد و مرز، بزرگوارى دانسته مىشد. اما در اسلام، اين كار، تبذير و اسراف به شمار رفت و صدقه دادن در راه خدا، كارى شرافتمندانه و بزرگوارانه محسوب شد و داشتن ارزشهاى اخلاقى والا و بالا، كرامت به شمار آمد و با مفهوم تقوا پيوندى نزديك و تنگاتنگ پيدا كرد. امام على (ع) مىفرمايد: بخشش مال در راه ناحق و ناروا كه از نشانههاى روشن اسراف است، ممكن است بخشنده را در اين جهان و در ديده مردمان، بزرگ و گرامى كند ولى در آن جهان، او را فرود مي‌آورد و نزد خداوند خوارش مىسازد. كرامت و كبر بين كبر و كرامت انسانى، تفاوت است. كبر از رذايل، و كرامت از فضايل اخلاقى است. مشخص كردن مرز ميان اين دو، بسيار ضرورى است، چه بسا افرادى، به نام كرامت و عزت نفس، دچار تكبّر شوند. از اين‌رو اولياى الهى وقتى از خداوند عزّت مىخواستند، بلافاصله نداشتن كبر و خود بزرگبينى را نيز از درگاه الهى تمنّا مىكردند؛ مثلاً امام سجاد (ع) در دعاى خود مىفرمايد: «و اعزنى و لا تبتلينّى بالكبر؛ خدايا به من عزت ده و مرا به تكبّر مبتلا نكن.» بزرگان اخلاق گفته‌اند: اساس تكبّر اين است كه انسان از اينكه خود را برتر از ديگرى ببيند، احساس آرامش كند. پس تكبر از سه عنصر تشكيل مىشود: نخست اينكه براى خود مقامى قائل شود، ديگر اينكه براى ديگرى نيز مقامى قائل شود و در مرحله سوم مقام خود را برتر از او ببيند و احساس خوشحالى و آرامش كند. اما افراد با كرامت، ضمن اينكه خود را ارزشمند مي‌دانند، نسبت به ديگران متواضع‌اند. امام على (ع) مىفرمايد: كسى كه براى نفس خود عظمت و بزرگى قائل است، فروتنى او از همه بيشتر است. جاىگاه كرامت در اسلام با مراجعه به آيات و روايات فراوان معصومين، اين نتيجه به دست مي‌آيد كه كرامت در اسلام، از شأن و منزلت بالايى برخوردار است: ١ ـ كرامت، دست‌آورد بعثت است: امام على (ع) جاىگاه پيامبر را بهترين جاىگاهها و محل پرورش، و خاندان او را شريفترين پايگاه مي‌داند كه در معدن بزرگوارى و گاهواره سلامت رشد كرده است. ٢ ـ كرامت نفس، محور اخلاق اسلامى است: استاد مطهرى مىگويد: از مجموع آموزههاى دينى بر مي‌آيد كه زير بناى اخلاق اسلامى، متوجه كردن انسان به شرافت و كرامت ذاتى خويش است. بر اين اساس، استاد مطهرى در باب تقسيم اخلاق به اخلاق سقراطى، حديثى و عرفانى، قسم چهارمى به نام اخلاق مكرمتى مي‌افزايد. ايشان با استناد به رواياتى، منشهاى پسنديده و ناپسند آدمى را به يك اصل بنيادى و پايه مهم و اساسى برمىگرداند و آن كرامت انسانى است، و كرامت را كشف خودى اصيل در انسان مىشمرد و مىنويسد: «در مكتب اسلام، تمام احساسهاى اخلاقى از پيدا كردن خودش و احساس واقعيت پيدا مىشود. اگر انسان، خود واقعي‌اش را پيدا كند، مىبيند تمام... ارزشهاى اخلاقى و نيز ضد اخلاقى معنا پيدا مىكند. بعد از اين است كه انسان مىبيند تمام اخبار اسلامى يك فلسفة خاص دارد و اخلاق در اسلام به محور خودشناسى و احساس كرامت در خود واقعى و اخلاق اسلامى بر اساس اين پايه بنا شده است. رواياتى كه بر استنباط عالمانه استاد مطهرى دلالت دارد، فراوان است. در اينجا به چند نمونه بسنده مىكنيم: امام على (ع) مىفرمايد: «الكرم معدن الخير؛ محور نيكىها، كرامت است.» در جاى ديگر مىفرمايد: «النفس الكريمه لا توثر فيها النكبات؛ آنكه به كرامت نفس و خودش دست يافت، نكبت و آفت در او بي‌اثر است.» و نيز مىفرمايد: «الكريم يزدجر عما يفتخر به اللئيم؛ انسان كرامت يافته، از هرگونه پستى كه انسانهاى پست به آن مىبالند نفرت دارد.» ٣ ـ كرامت، وصف خدا، فرشتگان و قرآن مجيد است :كريم يكى از ٩٩ نام زيباى خداوند است. در قرآن مجيد ٢٦ بار خداوند را با وصف كريم مىخوانيم: «فان ربى غنى كريم؛ پروردگار من، بىنياز و بزرگوار است.» براى كتاب آسمانى مسلمانان (قرآن)، صفت كريم آمده است: «انه لقرآن كريم؛ همانا آن، قرآن كريم است.» جبرئيل، آورنده پيام الهى، كريم است: «انّه لقول رسول كريم». فرشتگان الهى به اين وصف شناخته شده‌اند: «بل عباد مكرمون.» نشانههاى كرامت در روايات معصومين، براى انسانهاى كريم (باكرامت) صفاتى مشخص شده است: ١ ـ خويشتن‌دارى: يكى از صفات برجسته انسان كريم، تسلط بر نفس و كنترل زبان، غضب و اميال نفسانى است. امام على (ع) مىفرمايد: «الكرم ملك اللسان و بذل الاحسان؛ كرم، نگه‌دارى زبان و پراكندن احسان است.» آن حضرت حقيقت كرم را بخل نسبت به خويشتن دانسته است. ٢ ـ نرمخويى: امام على (ع) مىفرمايد: «الكريم يلين اذا استعطف و اللئيم يقسوا اذا ألطف؛ كريم در مقابل خواهش ديگران نرم مىشود در حالى كه انسان پست، در مقابل لطف و تقاضاى ديگران، قساوت مىيابد.» ٣ ـ پاىبندى به عهد و پيمان: كريم، خود را ملزم به انجام تعهدات خويش مي‌داند. امام على (ع) مىفرمايد: «الكريم اذا وعد وفى؛ كريم آنگاه كه وعده‌اى مي‌دهد به آن وفا مىكند.» ٤ ـ سادگى: انسانهاى با كرامت، افرادى ساده و بىتكلف‌اند. امام على (ع) مىفرمايد: «الكريم ابلج و اللئيم ملهوج؛ كريم، روشن و آشكار و لئيم، پيچيده است.» شايد منظور آن حضرت اين باشد كه افراد با كرامت، اهل فريب و نفاق و دورويى نيستند و ظاهر و باطنشان يكى است و دو پهلو حرف نمي‌زنند و آنچه در نهان دارند، صريح و شفاف به زبان جارى مىكنند و موضعشان همواره روشن است. ٥ ـ آبرودارى: آنچه براى افراد با كرامت، در درجه نخست قرار دارد، جاىگاه اجتماعى، حرمت و آبروست. از اين‌رو حاضر نمىشود آن را با چيزى عوض كند. امام على (ع) مىفرمايد: «الكريم من صان عرضه بماله اللئيم من صان ماله بعرضه؛ كريم كسى است كه آبرويش را با بذل مالش حفظ مىكند در حالىكه لئيم كسى است كه مالش را با بذل آبرويش نگه مي‌دارد.» ٦ ـ بذل و احسان: كريم، بيشتر دست دهنده دارد تا دستگيرنده، امام على (ع) مىفرمايد: «الكريم من سبق نؤاله سؤاله؛ كريم كسى است كه بخشش بر تقاضايش سبقت گرفته است». لذت كريم در طعام دادن و لذت لئيم در طعام خوردن است. ٧ ـ عفو و گذشت: بخشيدن لغزش ديگران، از سنّت كريمان است. امام على (ع) مىفرمايد: اقدام به بخشش، از اخلاق كريمان و اقدام به انتقام، از اخلاق لئيمان است. ٨ ـ تغافل: امام على (ع) مىفرمايد: از گرانقدرترين كارهاى كريمان آن است كه به رغم دانستن اسرار ديگران خود را به بىخبرى مي‌زنند. البته علاوه بر صفات ياد شده، كريمان صفات مثبت بسيارى دارند كه مىتوان به راستگويى، امانت‌دارى، قدرشناسى، وطن‌دوستى، حقشناسى و غيره اشاره كرد. در يك جمله به حديثى جامع از اميرالمؤمنين (ع) اشاره مىكنيم كه فرمود: «الكريم اذا قدر صفح و اذا ملك سمح و اذا سئل أنجح؛ كريم كسى است كه اگر قدرت پيدا كرد مىبخشد و اگر دارايى بيابد ارزانى مي‌دارد و اگر مورد سؤال واقع شد درخواست را برمي‌آورد.» نتيجه‌اى كه از ذكر اين اوصاف به دست مي‌آيد اين است كه كرامت، يك صفت اخلاقى جامع يا به عبارتى تيپ شخصيتى است كه متشكل از صفات متعدد است. اقسام كرامت از ديدگاه بينش اسلامى، كرامت دو گونه است: ١ ـ كرامت ذاتى؛ ٢ ـ كرامت اكتسابى؛ همه انسانها از كرامت طبيعت و ذاتى برخوردارند. اين آيه قرآن مجيد كه مىفرمايد: «و لقد كرّمنا بنى آدم؛ ما آدمى زادگان را گرامى داشتيم» اشاره به همين كرامت ذاتى دارد كه همه انسانها در آن برابرند. البته در اينكه دليل كرامت ذاتى انسان چيست، بين مفسّران گفت و گوست. بعضى اين كرامت را به دليل اعطاى قوّه عقل و نطق و استعدادهاى مختلف و آزادى اراده، بعضى به دليل اندام موزون و قامت راست و عده‌اى ديگر به دليل سلطه او بر تمام موجودات روى زمين يا قدرت او بر نوشتن و يا به دليل شناخت خدا و قدرت بر اطاعت فرمان او مي‌دانند. اما روشن است كه اين مواهب در انسان جمع است و هيچگونه تضادى با هم ندارند بنابراين گرامي‌داشت انسان مىتواند به دليل همه اين امتيازات باشد. اما كرامت انسانى الهى، اكتسابى است. اين كرامت عبارت است از شرف و حيثيت و ارج و ارزشى كه با سعى و تلاش او به دست مي‌آيد. انسانها در اين كرامت، الزاماً يكسان نيستند، زيرا همت و تلاش افراد يكسان نيست. خواست و گرايش انسانها براى كسب اينگونه كرامت، اندازههاى گوناگونى دارد. پس بايد گفت: كرامت انسانى الهى، درونى و ذاتى نيست. اين كرامت در آيه «ان اكرمكم عندالله اتقيكم» تبلور يافته است. انسانى كه در راه پالايش خويش و اندوختن دانش خودشناسى و خداشناسى و فرجامشناسى گام برمي‌دارد به مرحله تقوا رسيده و از كرامت الهى برخوردار شده است. علامه جعفرى (ره) در توصيف اين دو نوع كرامت مىنويسد: «كرامت ذاتى و حيثيت طبيعى را همه انسانها، مادامى كه با اختيار خود به جهت ارتكاب به خيانت و جنايت بر خويشتن و بر ديگران، آن را از خود سلب نكنند، برخوردارند، اما كرامت ارزشى كه از به كار انداختن استعدادها و نيروهاى مثبت در وجود آدمى و تكاپو در مسير رشد و كمال و خيرات، ناشى مىگردد، اختيارى و اكتسابى است كه ارزش نهايى و عالى انسان مربوط به همين كرامت است.» آثار كرامت ١ ـ آزاد شدن از دنيا: دنيا در چشم انسان با كرامت، كوچك و حقير است، پس به آن دل نمىبندد. امام باقر (ع) مىفرمايد: «فمن كرمت عليه نفسه صغرت الدنيا فى عينه و من هانت عليه نفسه كبرت الدنيا فى عينه؛ هر كس از كرامت نفس برخوردار باشد، دنيا در چشمش كوچك است و هر كس نفسش خوار باشد، دنيا در نزدش بزرگ است.» ٢ ـ ذلت ناپذيرى: امام على (ع) عزت و سربلندى را در گرو كرامت نفس مي‌داند و مىفرمايد: «من شرفت نفسه نزهها عن ذلة المطالب؛ آنان كه شرافت نفسانى دارند، خود را از خواهشهاى پست و تمايلات ذليلانه پاك مي‌دارند و به امور ذلت بخش تن نمي‌دهند.» ٣ ـ تسلط بر شهوت: افراد با كرامت، بر اداره خويش توانا هستند و تمايلات نفسانى خود را كنترل مىكنند. امام على (ع) مىفرمايد: «من كرمت عليه نفسه هانت عليه شهوته؛ كسى كه براى خود احترام قائل باشد شهوت در نظرش پست و كوچك است.» ٤ ـ تنظيم روابط اجتماعى: اجتماع انسانى احتياج به نظامى دارد كه با اتكاى بر آن، روابط انسانها حفظ شود. يكى از نظامهايى كه مىتواند روابط انسانها را تنظيم كند، پرورش كرامت در افراد اجتماع است. كسى كه براى خود كرامتى قائل است، دستكم براى حفظ كرامت خويش، كرامت ديگران را نيز پاس خواهد داشت و از اين راه، عداوت و كينهتوزى و اختلاف و جدايى از نظام اسلامى رخت بر خواهد بست. امام على (ع) مىفرمايد: «من كرمت نفسه قلّ شقاقه و خلافه؛ ٤٣ كسى كه خود را گرامى مي‌داشت، عداوت و مخالفت او كم باشد.» ابعاد كرامت ١ ـ كرامت در رفتار اجتماعى: ارزشگذارى به آحاد جامعه و تكريم ديگران، يكى از مصاديق بارز كرامت نفس است. در نظام ارزشى اسلام، هيچكس حق ندارد ديگران را كوچك بشمارد و رفتارى تحقيرآميز داشته باشد. پيامبر گرامى اسلام (ص) چنانكه سيرهنويسان در وصفش نوشته‌اند: «كان اكرم الناس؛ بيشترين تكريم را در رفتارش به خلق خدا داشت ـ در مناسبات اجتماعى خود مثل ساير مردم زندگى مىكرد و از هر تكلّف و پيرايه‌اى به دور بود. به هركس مي‌رسيد ابتدا سلام مىكرد و هر كس براى خواسته‌اى نزد آن حضرت مي‌آمد در انجام كار وى بردبارى مىكرد تا خواسته‌اش برآورده شود و يا آن فرد خود منصرف شود. هر كس بر وى داخل مىشد او را تكريم مىكرد؛ چنانكه گاهى لباس خود را زير او پهن مىكرد و يا او را بر تشك خود مىنشاند. آن حضرت كراهت داشت جلو پاپش بلند شوند. نقل است: مردى وارد مسجد شد در حالىكه پيامبر(ص) به تنهايى نشسته بود. با وارد شدن آن مرد، حضرت بلند شد و جا باز كرد. او شگفت‌زده شد و گفت: اى رسولخدا! جا كه بسيار است، فرمود: حق مسلمان بر مسلمان است كه اگر ديد برادرش مىخواهد بنشيند احترامش كند و بلند شود و برايش جا باز كند. آن حضرت اجازه نمي‌داد كسى او را با پاى پياده همراهى كند در حالىكه خود سواره است، مگر اينكه حضرت آن فرد را همراه خود سوار مىكرد و اگر نمىپذيرفت مىفرمود: شما جلو برو و در فلان مكان منتظر باش و اگر كارى دارى در آنجا يك‌ديگر را ملاقات مىكنيم. پيامبر اكرم (ص) حتى در نگاه كردن به افراد هم، ديگران را تكريم مىكرد و با لبخند و تبسم با آنان روبه‌رو مىشد. جرير بن عبدالله مىگويد: نشد با آن حضرت برخورد كنم و او به من تبسم نكند. ايشان، به منظور احترام كامل، اصحابش را با كنيه خطاب مىكرد و با اسمى كه بيشتر دوست داشتند مىخواند و هرگز سخن كسى را قطع نمىكرد. ٢ ـ كرامت در برخورد با دشمن: كرامت، گوهر گرانبهايى است كه حتى در مصاف با دشمن نيز لازم الاجراست. امام على (ع) مىفرمايد: كريم كسى است كه در حال قدرت، عفو مىكند. نمونه بارز اين كرامت را مىتوان در برخورد پيامبر (ص) با اهل مكه جستجو كرد. پس از فتح مكه و كسب قدرت، وقتى از قريش پرسيد: فكر مىكنيد من با شما چگونه رفتار خواهم كرد؟ قريش گفتند: «خيراً اخ كريم و ابن اخ كريم؛ ما از شما انتظار خير داريم چون شما را برادر بزرگوار و فرزند برادر بزرگوار خود مي‌دانيم». حضرت فرمود: برويد شما آزاد هستيد. اگر به پيماننامهها و آشتىنامههاى امام على (ع) با اقليتهاى دينى و نامسلمانان نظرى بيفكنيم مىبينيم همه جا بر حفظ كرامت انسان تأكيد شده است. در عهدنامه امام على (ع) با رزدشتيان ايرانى، كه به خط امام حسين (ع) در سال ٣٩ هجرى نوشته شده است بر ايمنى جان، مال و ناموس آنان به همراه آزادى مذهبى و دادرسى بر اساس قوانين خود آنان، تأكيد شده است. آن حضرت در پيماننامه ديگرى كه در سال چهل هجرى با مسيحيان در دير حزقيل، بست، آشكارا بيان داشت كه اين عهدنامه آنان را به انجام كارهاى نيك و پاسدارى از ارزشهاى اخلاقى و كرامت انسانى وا مي‌دارد. در اين پيماننامه، امام على (ع) دو امتياز به مسيحيان داد: ١ ـ ايمنى و امنيت جانى، مالى و آبرويى؛ ٢ ـ كاهش هزينههاى جنگى. آن حضرت پيش از رويارويى با سپاه معاويه در نبرد صفّين، از لشكر خود مىخواهد به اصول انسان دوستانه پاىبند باشند؛ مثلاً آغازگر جنگ نباشند و اگر دشمن شكست خورد و گريخت، او را نكشند و به كسى كه نمىتواند از خود دفاع كند و زخم برداشته است، آسيب نرسانند. هرگز زنان را با زدن و ناسزاگويى برنياشوبند، هر چند آبروى شما را بريزند يا اميرانتان را دشنام گويند. حقوق بشرى كه امروزه دم از آن زده مىشود در چهارده قرن پيش، كه زنان را به بردگى مىبردند و آنان را انسان به حساب نمي‌آوردند در كلام نورانى نخستين پيشواى شيعيان امام على (ع) به وضوح ديده مىشود. كرامت انسانى، مرد و زن، سياه و سپيد، عرب و عجم، گدا و توانگر نمىشناسد. مرزبندىهايى به نام شهروند درجه يك و دو با روح برابرى اسلام سازگارى ندارد. دشمن، هر چند مستحق مجازات است، اما در مجازات و به كيفر رساندن او نيز نبايد به كرامت انسانى او آسيبى برسد. امام على (ع) عمرو بن عبدود را در جنگ احزاب از پاى درآورد، اما سلاح و لباس او را برنداشت. هنگامى كه خواهر عمرو بن عبدود، اين صحنه را ديد بر مردانگى و بزرگوارى على (ع) آفرين گفت و از كرامت نفس او به شگفت آمد و گفت: «لو كان قاتل عمرو غير قاتله لكنت ابكى عليه آخر الابد؛ اگر قاتل عمرو كسى غير از على (ع) بود تا آخر عمر بر او مىگريستم.» نمونه ديگرى از كرامت آن حضرت، در برخورد با فتنهجويان جنگ جمل نمايان است. آن امام همام پس از پيروزى در جنگ، از سران جبهه مخالف انتقام نگرفت و عايشه را كه جنگ را رهبرى مىكرد به همراه چهل تن به مدينه فرستاد. ابن ابى الحديد مىنويسد: على (ع) پس از پايان جنگ جمل، عايشه را احترام كرد و او را گرامى داشت. اگر عايشه آنچه با على كرد با عمر مىكرد و عمر بر او دست مىيافت، او را مىكشت و قطعه قطعه مىكرد ولى على (ع) اين كار را نكرد، چون بردبار و كريم بود. ٣ ـ كرامت در سياست تمايز سياست اسلامى و غير اسلامى، در رعايت اين اصل مهم ارزشى و اخلاقى است. از نگاه سياستمداران امروزى، اصل، پيروزى بر رقيب است و هدف وسيله را توجيه مىكند، پس زير پا گذاشتن كرامت و شرف انسانى چندان مهم نيست. اسلام با اين نگرش مخالف است. نيرنگ و تحميق مردم و استفاده از وسيله نامشروع براى رسيدن به هدف، از كرامت انسانى به دور است. تفاوت امام على (ع) كه يك سياستمدار اسلامى است با معاويه در اين امر بود. آن حضرت مىفرمايد: به خدا سوگند، معاويه زيركتر از من نيست ولى شيوه او پيمانشكنى و گناهكارى است. اگر پيمانشكنى و حيله، ناخوش‌آيند نبود، من زيركترين افراد بودم. بر اين اساس، آن حضرت هر كارى را كه كرامت و شخصيت انسانها را مخدوش مىكرد زشت مي‌دانست و مردم را از آن برحذر مي‌داشت. در بازگشت از صفّين به كوفه، به محله شباميان رسيد كه تيره‌اى از همدان بودند. حرب بن شُرَحْبيل، بزرگ قبيله، پاى پياده در ركاب امام به راه افتاد. حضرت به او فرمود: بازگرد كه پياده رفتن رئيس قبيله‌اى چون تو پشت سر من، موجب انحراف زمام‌دار و زبونى مؤمن است. با مردم انبار نيز مشابه اين برخورد را داشت. آنان با ديدن امام پيشاپيش ايشان مي‌دويدند. حضرت با ديدن اين منظره به خشم آمد و فرمود: اين چه كارى است كه مىكنيد؟ چرا خودتان را در اين جهان به رنج مي‌افكنيد و در آن سرا نگونبخت مىسازيد؟ اميران شما از اين كار چه سودى بردند كه شما به عادت گذشته، دست به چنين رفتارى مي‌زنيد.؟! از بررسى روش و منش سياسى اسلام چنين بر مي‌آيد كه اصل سارى و جارى، احترام به كرامت انسانى است و در حقيقت، سياست براى اداره امور اجتماعى و سياسى انسانهاست. پس به هر بهانه‌اى نمىتوان اصل كرامت را زير پا گذاشت. در نگاه امام على (ع)، انسانها بدون توجه به دين و مرامشان، كرامت دارند و حكومت بايد به اين كرامت ذاتى و ارزش انسانى آنان ارج نهد. از اين‌رو آن حضرت به مالك اشتر فرموده: مهربانى با مردم را پوشش دل خويش قراد ده و با همه دوست و مهربان باش. با مردم همچون حيوان درنده مباش كه خوردن آنان را غنيمت بشمارى، زيرا مردم دو دسته‌اند: يا برادر دينى تواند و يا همانند تو در آفرينش‌اند. بر اساس اصل كرامت ذاتى، انسان بى هيچ پيرايه و با چشمپوشى از هر ويژگى ديگر، به حكم انسان بودن، شرافت و حقى در اجتماع دارد، حتى اگر مسلمان نباشد. بر اين اساس، امام على (ع) وقتى مىشنود به زن غير مسلمان در جامعه اسلامى، بي‌احترامى شده و به جاىگاه انسانى او خلل وارد شده، مىخروشد و مىفرمايد: شنيده‌ام شخصى به خانههاى مسلمانان و كسانى كه در پناه اسلام‌اند در آمده و گردنبند و خلخال از گردن و دست و پاى زنان ربوده است... اگر از اين پس، مرد مسلمانى از غم چنين حادثه‌اى بميرد، جاى ملامت نيست كه در ديده من شايسته چنين كرامت است. كرامت در انفاق كمك به فقرا و محرومان و افراد آسيبپذير جامعه، يك وظيفه الهى است. اما نحوه كمك كردن نيز از ظرافت و حساسيت خاصى برخوردار است. انفاق و كمك رسانى به ديگران نبايد به گونه‌اى باشد كه بر آن، گداپرورى صدق كند و كرامت و عزت نفس آنان را پايمان نمايد. محمد بكرى مىگويد: وارد مدينه شدم تا پولى به دست آورم و قرض خود را ادا كنم، اما به مقصود نرسيدم. با خود گفتم: بهتر است نزد امام كاظم (ع) بروم. آن حضرت به باغى كه در خارج از مدينه قرار داشت، رفته بود. نزد ايشان رفتم. حضرت علت آمدنم را جويا شد. داستان را به عرض رساندم. امام (ع) به درون باغ رفت و بلافاصله بيرون آمد. غلام خود را مرخص كرد و سيصد دينار به من بخشيد و خود نيز تشريف برد. من هم بر مركب خود سوار شده و شاد و خندان برگشتم. امام كاظم (ع) براى حفظ كرامت اين مددجو، هنگام اعطاى پول به وى، غلامش را مرخص كرد تا مبادا در آن لحظه، شخصيت و كرامت وى جريحه‌دار شود. امام حسين (ع) در يارى رسانى به درماندگان، براى آبرو و حيثيت انسانى آنان اهميت زيادى قائل بود. آن حضرت به گونه‌اى عمل مىكرد كه شخصيت نيازمند خدشه‌دار نشود. روزى مرد بينوايى به مدينه آمد و سراغ كريمترين فرد را گرفت. مردم، حسين بن على (ع) را معرفى كردند. او به مسجد آمد و آن بزرگوار را در حال نماز ديد. با ابياتى چند، خواسته‌اش را مطرح كرد. حضرت به قنبر فرمود: آيا از مال حجاز چيزى به جاى مانده است؟ قنبر گفت: آرى، چهار هزار دينار داريم. امام (ع) فرمود: آنها را حاضر كن كه اين شخص در مصرف آن، از ما سزاوارتر است. سپس به منزل رفته و رداى خود را كه بُرد يمانى بود از تن درآورد و دينارها را در آن پيچيد و به دليل شرم از اعرابى، از لاى در به مرد نيازمند داد. مرد عرب آن را گرفت و گريست. حضرت فرمود: آيا اعطاى ما را كم شمردى؟ مرد گفت: هرگز بلكه به اين مي‌انديشم كه اين دستان پر مهر و با سخاوت چگونه در زير خاك پنهان خواهد شد. در مواردى، انفاق و خرج كردن، در ظاهر اكرام است ولى حقيقتاً موجب خوار شدن ديگران است. اولياى الهى به اين كار رضايت نمي‌دادند و دوستان خود را از آن برحذر مي‌داشتند. حسين بن ابى العلاء با جمعى در سفر مكه هم خرج شده بود و در هر منزلى براى پذيرايى از دوستان گوسفندى ذبح مىكرد. وقتى در حين سفر به محضر امام صادق (ع) آمد. حضرت به او فرمود: اى حسين! آيا مسلمانان را ذليل مىكنى؟ گفتم: از اين امر به خدا پناه مىبرم. حضرت فرمود: به من خبر رسيده كه تو در هر منزل براى همسفرهايت گوسفندى ذبح مىكنى؟ حسين بن ابى العلاء گفت: به خدا قسم، من از اين كار قصدى جز رضاى الهى ندارم. امام فرمود: آيا نمىبينى در كاروان كسانى هستند كه مىخواهند همانند تو عمل كنند اما تمكّن مالى ندارند و دچار حقارت روحى مىشوند. حسين گفت: يا بن رسول الله! بر اساس راهنمايى شما از خداوند آمرزش مىخواهم و اين عمل را تكرار نخواهم كرد. اين روايت نشان مي‌دهد كه كرامت انسانها، چقدر مهم و خطير است كه امام صادق (ع) در مورد آن، حساس است و به محض ديدن كوچكترين عامل آسيب‌زا، واكنش نشان مي‌دهد. راههاى كسب كرامت كرامت اكتسابى، محصول تلاش و همت انسان است. هيچ صفت پسنديده‌اى بدون زحمت، به دست نمي‌آيد. امام على (ع) مىفرمايد: «الكرم نتيجة علو الهمة؛ كرم، نتيجه بلندى همت است». بر اين اساس لازم است راههاى كسب كرامت را بيان كنيم، كه عبارت‌اند از: ١ ـ در خواست از پروردگار: كرامت را بايد از كسى خواست كه خود كريم است: «فان ربى غنى كريم». پس بايد فقط از درگاه خداوند تقاضاى كرامت نمود: «جعلنى من المكرمين.» اگر از خداى كريم، كرامت را طلب كنيم، او كريمانه و بدون هيچ چشم‌داشتى، به ما عطا خواهد كرد. ٢ ـ تمسّك به قرآن: كتاب آسمانى ما قرآن، كريم است: «انّه لقرآن كريم؛ خداوند كتاب كرامت را به وسيله ملائكه مكرّم بر رسول اكرم (ص) نازل كرده است: «بايدى سَفَره * كرام برره». اين كتاب با كرامت و انسان ساز پيروانش را از ظلمت به نور هدايت مىكند: «كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الى النور.» يكى از مصاديق نور، كرامت و عزت و شرافت انسانى است. پس انسان براى رسيدن به قله رفيع كرامت، بايد خود را از طريق قرآن در مسير الهى قرار بدهد. ٣ ـ تقوا: كرامت حقيقتى انسان در سايه تقوا به دست مي‌آيد. امام خمينى (ره) مىگويد: همه اين مقامات (اولياى الهى) با تقواى الهى حاصل مىشود. كرامت در پناه تقوا و برترى به اخلاق فاضله و اعمال صالحه است. اين سخن برگرفته از قرآن مجيد است كه مىفرمايد: «انّ اكرمكم عندالله اتقاكم.» امام خمينى (ره) در جاى ديگر مىگويد: هر چه تقوا بيشتر باشد كرامت بيشتر خواهد بود؛ هيچ استثنايى وجود ندارد. پيغمبر اكرم (ص) براى اينكه اتقاى ناس (مردم) بود، اكرم ناس (مردم) بود. امام على (ع) به صراحت مىفرمايد: «فمن اخذ بالتقوى... هطلت عليه الكرامة بعد قحوطها؛ هر كس تقوا پيشه كند كرامت و بزرگىِ از دست رفته چون قطرات باران بر او فرو مىبارد.» ٤ ـ پيروى از امامان: در زيارت جامعه كبيره يكى از اوصاف امامان (ع)، اصول الكرم «ريشههاى كرم» ذكر شده است. دليلش آن است كه آن بزرگواران، تجلّى برجسته صفات پسنديده‌اند و آنچه خوبان همه دارند اين كريمان يكجا دارند. پس آنان تفسير كرامت‌اند و از طرفى، تمام خيرات و بركات عالم به وساطت آنان افاضه مىشود و همه بر سر سفره كرامت ائمه نشسته‌اند. استاد آية الله جوادى آملى مىگويد: «علت اينكه ملائكه به كرامت رسيدند و بندگان مكرّم خدا شدند (بل عباد مكرمون) آن است كه افتخار شاگردى ائمه اطهار را دارند.» بديهى است كسى كه مىخواهد به كرامت برسد، بايد خود را به ريشههاى كرم نزديك كند و رهرو واقعى راه اين كريمان جهان هستى باشد. ٥ ـ خواست انسان: كرامت مانند هر فضيلت ديگر، به دست آوردنى است. تا انسان نخواهد و تلاش نكند نمىتواند به زيور كرامت آراسته گردد. امام على (ع) در تعبير زيبايى مىفرمايد: «من لم ينجد لم ينجد؛ كسى كه خود را بلند نگرداند، كسى او را بلند نخواهد كرد.» خداوند، انسان را آزاد آفريده و گزينش صفات خوب و بد را به اختيار وى گذارده است. عزت و ذلت، كرامت و پستى و صفات ديگر از اين قاعده مستثنا نيست. حضرت على (ع) مىفرمايد: «الرجل حيث اختار لنفسه ان صانها ارتفعت و ان ابتذلها اتّضعت؛ ارزش شخصيت هر فردى وابسته به روشى است كه اتخاذ مىكند. اگر خود را حفظ كرد، به مقام رفيع انسانى نايل مىشود و اگر خود را بي‌ارزش دانست، به پستى مىگرايد و شأن و شخصيتش پايين مي‌آيد.» ٦ ـ خودآگاهى: يكى از عوامل وادارنده كرامت، خودشناسى است، زيرا كرامت نفس در حقيقت، مراقبت و نگه‌دارى از گوهر نفيس انسانى است و ميزان مراقبت از آن، به اندازه معرفت و شناخت ارزش از آن، بستگى دارد. اگر كسى گوهرى داشته باشد ولى از آن بي‌اطلاع باشد و يا براى آن اهميتى قائل نباشد، ممكن است آن را به رايگان از كف بدهد. بر اين اساس، در روايات معصومين (عليهم السلام) بر لزوم خودشناسى تأكيد فراوان شده است تا جايىكه امام على (ع) آن را سودمندترين شناختها دانسته است. اگر انسان بداند اشرف مخلوقات است و به فرمايش امام على (ع) كالايى دارد كه جز بهشت، براى آن قيمتى نيست، براى دنيا، خود را پست و بىمقدار نمىسازد. وقتى از امام سجاد (ع) مىپرسند: شريفترين و والاترين مردم كيست؟ مىفرمايد: كسى كه دنيا را ارزش و شرف خويش نشناسد. در اينجا بحث مال و مقام و رياست و مظاهر دنيايى نيست بلكه موضوع همه دنيا با تمامى جاذبههاى آن است. گوهر نفس با گوهرهاى ارزشمند ديگر در اين جهت تفاوت دارد كه اگر از دست رفت ديگر قابل جبران نيست. از اين‌رو قرآن مجيد مىفرمايد: اى پيامبر! بگو: زيانكاران كسانى هستند كه نفس خود و اهل بيت خويش را در قيامت ببازند و اين است زيان آشكار. متأسفانه انسان عصر جديد با اينكه بر طبيعت سلطه پيدا كرده و راز و رمز عالم بيرون را كشف نموده، اما در حقيقت خود و عالم درونى خويش را نشناخته است. آموزههاى دينى، به دنبال شناساندن خود واقعى انسان است تا به كرامت انسانى دست يابد. امام على (ع) مىفرمايد: نفست را از كارهاى پست بازدار و بزرگوارتر از آن باش كه به پستى تن دهى، گرچه تو را به سوى مقصودت برساند، زيرا در برابر آن چه از نفس خود از دست مي‌دهى بهايى به دست نمي‌آورى. ٧ ـ تكريم كودكان: اگر خواهان نهادينه شدن صفت ارزشمند كرامت در جامعه هستيم، بايد كودكان خود را احترام كنيم، زيرا، آنان پدران و مادران آينده اين جامعه به حساب مي‌آيند. تكريم كودك، باعث مىشود فردى مستقل، آزاد، شريف و صاحب فضيلت گردد و از انحراف و تبهكارى دورى گزيند. از اين‌رو در سيره پيامبر (ص) احترام به كودك، جاىگاه خاصى دارد. پيامبر كرامت (ص) مىفرمايد: وقتى نام فرزندتان را مىبريد او را گرامى داريد و جاى نشستن را براى او توسعه دهيد و نسبت به او روترش نكنيد. حساسيت آن حضرت نسبت به كودكان مايه شگفتى مردم بود. روزى پيامبر (ص) نماز ظهرش را با سرعت به پايان رساند. مردم دليلش را جويا شدند. حضرت فرمود: مگر صداى شيون و گريه كودك را نشنيديد؟ تاريخ، كدام رهبر مذهبى سياسى را به ياد دارد مانند رسول اكرم (ص) كه با كودكان اينگونه برخورد كند. در تاريخ نوشته‌اند: رسول خدا (ص) موقعى كه از سفرى مراجعت مىكرد در راه با كودكان مردم برخورد مىكرد، به احترام آنها مي‌ايستاد. حضرت بعضى را در آغوش مىگرفت و بعضى را بر پشت و دوش خود سوار مىكرد و به اصحاب خود نيز مىفرمود: اين كار را انجام دهند. كودكان اين خاطرات شيرين را هرگز فراموش نمىكردند و چه بسا پس از مدتى، اين ماجرا را بازگو مىكردند و به آن مىباليدند. احترام به كودكان، روش هميشگى پيامبر بود و اختصاص به دوره و شرايط زمانى و مكانى خاصى نداشت. از اين‌رو گفته‌اند: «التلطف بالصبيان من عادة رسول الله (ص)؛ لطف و عنايت و توجه به كودكان، از عادت رسول خدا (ص) بود.» آسيبشناسى كرامت اسباب و عواملى، كرامت و حرمت انسان را به خطر مي‌اندازد و حقارت وى را به دنبال دارد. مهمترين آنها عبارت‌اند از: ١ ـ درخواست از مردم: دست خواهش و درخواست به سوى كسى دراز كردن، به عزت و كرامت انسانى لطمه‌اى بزرگ وارد مىكند. امام على (ع) مىفرمايد: درخواست و تمنّا از مردم، زبان گوينده را ناتوان مىسازد، خردمندى و عقل انسان شجاع را درهم مىشكند، آزادمرد بزرگوار را از مقام خود تنزل مي‌دهد و در جاىگاه بنده خوار مىنشاند، طراوت و روشنى رخسار را از ميان مىبرد و روزى را نابود مىسازد. امام باقر (ع) مىفرمايد: اگر درخواست كننده از بدى كارش آگاه بود، هيچ فردى از فرد ديگر حاجت خود را نمىخواست و اگر شخص مورد سؤال مي‌دانست كه پاسخ منفى چه قبحى دارد، هيچ كس ديگرى را محروم نمىساخت. دست طمع چو پيش كسان مىكنى دراز پل بسته‌اى كه بگذرى از آبروى خويش ٢ ـ چاپلوسى: يكى از عوامل بازدارنده كرامت، تملّق و چاپلوسى است. امام على (ع) مىفرمايد: «كثرة الثناء مَلَق يحدث الزَّهو و يُدنى مِنَ العزة؛ زياده‌روى در ستايش، تملّق است كه از يكسو موجب تكبر مىشود و از سوى ديگر عزت نفس را دور مىسازد.» در اين روايت به دو اثر زيانبار چاپلوسى اشاره شده است. مؤمن، چون با كرامت و عزيز است، از اين صفت منفى كه برخاسته از زبونى و ترس و كمبود شخصيت است، به دور مىباشد. رسول اكرم (ص) مىفرمايد: «ليس من خلق المؤمن الملق؛ چاپلوسى، صفت مرد با ايمان نيست.» ٣ ـ اظهار گرفتارى: شكايت از روزگار و طرح مشكلات و دشوارىهاى زندگى و اظهار فقر و تنگ‌دستى، كرامت و عزت نفس را لكه‌دار مىكند. اسلام به منظور حفظ كرامت انسانها، از پيروان خود خواسته است خويشتن‌دار باشند و تا ضرورت اقتضا نكرد، از شكستها و ناكامىها و كمبودهاى زندگى خود سخن نگويند. مفضّل بن قيس روزى به حضور امام صادق (ع) رسيد و گرفتارىهاى خويش را مطرح كرد و از بدهكارى و تنگ‌دستى خود سخن گفت و از حضرت درخواست دعا نمود. امام (ع) به ايشان چهارصد دينار پرداخت كرد. مفضل عرض كرد: منظورم از شرح گرفتارىهاى خود، اين نبود كه كمك بگيرم بلكه مىخواستم درباره من دعايى بفرماييد. حضرت فرمود: دعا هم مىكنم، اما به اين نكته توجه داشته باش كه هرگز گرفتارى خود را براى مردم بازگو مكن، چون در اينصورت در نظر مردم كوچك مىشوى. امام على (ع) نيز مىفرمايد: آن كسى كه مشكلات خود را براى ديگران آشكار مىسازد، به ذلت تن داده است. نتايج حقارت شخصيت به همان اندازه كه كرامت و بزرگوارى، منشأ فضايل اخلاقى است، حقارت نيز مولّد رذايل و صفات ناپسندى است كه به آنها اشاره مىكنيم: ١ ـ نفاق و دورويى: كسى كه براى خود ارزش قائل نيست، به دورويى مىگرايد. دوگانگى بين گفتار و رفتار، به سبب پستى و ذلت نفس است. اين حقيقت بلند در كلام امام على (ع) چنين آمده است: «نفاق المرء من ذلّ يجده فى نفسه؛ دورويى انسان، ناشى از حقارتى است كه فرد در وجود خود احساس مىكند.» ٢ ـ شر آفرينى: از انسانهاى پست، انتظار خير و صلاح نمي‌رود، چون از پست، پستى خيزد. از مردمى كه حقير شده باشند، نمىتوان انتظار رفتارى شرافتمندانه داشت و ناهنجارترين رفتار، از آنان دور نيست. امام على (ع) مىفرمايد: «من هانت عليه نفسه فلا ترج خيره؛ كسانى كه نفسشان پست و خوار باشد به خيرشان اميدى نداشته باش». امام هادى (ع) مىفرمايد: «من هانت عليه نفسه فلا تأمن شره؛ انسانى كه نفسش خوار شود از شرش ايمن مباش.» ٣ ـ خودخواهى: يكى از آثار حقارت نفس، تكبر و خودخواهى است كه خود سرآغاز تباهىهاست. امام صادق (ع) مىفرمايد: «ما من احد يتيه الا من ذلة يجدها فى نفسه؛ هيچ كس به تكبر مبتلا نمىشود مگر به سبب خوارى كه در درون خود احساس مىكند.» ٤ ـ بزهكارى: كسى كه احساس زبونى كند و شرافت شگرف خويش را باور نداشته باشد، از ارتكاب هرگونه رفتار ناپسند و انجام هر جرم و جنايت، باكى ندارد. امام على (ع) مىفرمايد: «اللئوم مضادّ لسائر الفضائل و جامع لجميع الرذائل؛ آدم پست، با فضايل اخلاقى ضديت دارد و جامع همه پستىهاست.» * * * پرسشهاى متن درسى مقطع دبيرستان لطفاً با توجه به متن درسى مقطع ديپلم و بالاتر، گزينههاى صحيح را انتخاب كرده و در پاسخنامه مربوط (صفحه ) علامت بزنيد. ١ ـ نفاق، از چه چيزى ناشى مىشود؟ الف) ضعف ايمان. ب) احساس حقارت. ج) جهل. د) غرور. ٢ ـ چاپلوسى چه آثارى در پى دارد؟ الف) موجب تكبر مىشود. ب) عزت نفس را خدشه دار مىكند. ج) بازدارنده كرامت است. د) هر سه گزينه. ٣ ـ آيه «و لقد كرمنا بنى آدم» اشاره به چيست؟ الف) كرامت ذاتى. ب) كرامت اكتسابى. ج) كرامت انسانى. د) هر سه گزينه. ٤ ـ چه كسى در حال قدرت، عفو مىكند؟ الف) كريم. ب) صبور. ج) جواد. د) رحيم. ٥ ـ امام على(ع) كَرَم را نتيجه چه مي‌داند؟ الف) تلاش. ب) دعا. ج) تقوا. د) بلندى همت. ٦ ـ اصول الكرم چه كساني‌اند؟ الف) پيامبران. ب) شهيدان. ج) امامان. د) هر سه گزينه. ٧ ـ روش هميشگى پيامبر(ص) چه بود؟ الف) سلام كردن. ب) احترام به كودك. ج) صبر. د) مدارا. ٨ ـ كدام گزينه صحيح است؟ الف) بين كبر و كرامت، تفاوتى نيست. ب) همه انسانها كرامت ذاتى ندارند. ج) كرامت همان حرمت خود است. د) انسانها در كرامت اكتسابى يكسان نيستند. ٩ ـ چه كسى تواضع بيشترى دارد؟ الف) كسى كه براى خود عظمت قائل است. ب) كسى كه براى ديگران عظمت قائل است. ج) كسى كه براى خود ارزشى قائل نيست. د) گزينههاى الف و ب. ١٠ ـ اين حديث از كيست؟ «محور نيكىها، كرامت است». الف) پيامبر(ص). ب) امام صادق (ع). ج) امام على (ع). د) امام باقر(ع). ١١ ـ سودمندترين شناختها چيست؟ الف) خداشناسى. ب) خودشناسى. ج) معادشناسى. د) گزينههاى الف و ب. ١٢ ـ چه كسى مصداق به ذلت تن دادن است؟ الف) كسى كه از مردم چيزى بخواهد. ب) كسى كه مشكلاتش را آشكار كند. ج) كسى كه دروغ بگويد. د) گزينههاى الف و ب. ١٣ ـ منشأ تكبر چيست؟ الف) نادانى. ب) ترس. ج) حقارت نفس. د) هر سه گزينه. ١٤ ـ در زمان جاهليت، كريم به چه كسى گفته مىشد؟ الف) كسى كه نياى نامدار داشته باشد. ب) كسى كه اهل ريخت و پاش باشد. ج) كسى كه با شرافت باشد. د) گزينههاى الف و ب. ١٥ ـ لذت كريم در چيست؟ الف) بخشش. ب) تغافل. ج) طعام دادن. د) سادگى.